محمد رضا قمشه اى

44

مجموعة آثار آقا محمد رضا القمشه اى حكيم صهبا ( فارسى )

از ذكر بسمله به اين جمله دلنشين « يا رحمة اللّه الواسعة ، و يا باب نجات الامة » با إخلاص تمام مترنم مىشدند سالها پس از آن نيز در دوران جوانى در تهران هفته‌اى يك شب در خدمت مرحوم استاد الأساتيد ، آقا ميرزا مهدى آشتيانى - قدس اللّه روحه - به مسجد « حوض » ( كه پيش نماز آن مسجد آقا سيّد ميرزا محمّد باقر مسجد حوضى شهرت داشت و مردى شريف و بزرگوار بود ) مىرفتم . در اين مجالس مرد سالخورده‌اى موقر كه قدى بلند و خميده داشت ، قبل از أفادت و افاضت ميرزا ذكر مصيبت مىكرد . آقا ميرزا مهدى پس از استماع روضه او به افاده مىپرداخت و معمولا با طرح دو سه مسئله فقهى صحبت خود را آغاز مىكرد و سپس به تدريس اصول عقايد مىپرداخت . در آن زمان عده‌اى از تجار علاقه به شركت در اين گونه مجالس نشان مىدادند و به اشتياق تمام به مطالب مرحوم آقا ميرزا مهدى در معارف اسلامى كه به طريق ارباب معرفت و ذوق بيان مىكرد ، گوش مىسپردند . بعدها روزهاى جمعه هر هفته در منزل مرحوم « جام ساز » رشتى اين مجلس منعقد مىشد و آن مرد كهنسال مانند گذشته در اين مجالس شركت مىكرد و قبل از بيانات آقا ميرزا مهدى به نوحه سرايى مىپرداخت و همچون گذشته بسيار مورد توجه و احترام حضار بود . از مرحوم حاج ميرزا تقى آجيلى ( كه يكى از تجار محترم بازار تهران بود و بعدها بين ايشان و بنده دوستيى عميق برقرار شد ) نام آن پيرمرد را پرسيدم ، گفت : نامش « ضياء خراسانى » و مشهور به « شيخ حسن رثايى » است و آقاى ميرزا براى او احترام خاصى قائل است . يك بار هم هنگام مراجعت از مسجد حوض ، نگارنده به آقاى آشتيانى عرض كرد كه هر كس صداى دلنشين و رساى آقاى شيخ حسن را بشنود خيال مىكند اين صداى كسى است كه سى سال عمر دارد نه شخصى كه حدود هشتاد سال از سنش